عنوان خبر:چرا ظهر عاشورایی دَر رفتید؟!
شنبه 12 دي 1388 - 00:12:18


این روزها/ در گوش خود/ پچ‌پچ می‌کنند/ که ما‌/ نقطه ضعف‌شان را پیدا کرده‌ایم/ نقطه ضعف‌شان/ ولایت است/ به ولایت که اهانت کنیم کارشان تمام است/ غافل از آنکه/ ولایت فقیه/ نقطه قوت ماست/ البته اگر آقایانی که باید «ناطق» باشند/ سکوت نکنند/ البته اگر تکانی به خودشان بدهند/ البته اگر حضراتی که‌/ ولی فقیه‌شان/ خامنه‌ای است/ از کس دیگری خط نگیرند/ البته اگر خونی که در رگ‌شان است/ «هدیه» به «تهرانی» نشود/ میراث فرهنگی ما/ پیرزنی است/ که دارد گلیم می‌بافد/ با تار و پود نداری و / هزار و یک بد بیاری/ راستی/ همان ناسزاها که روزگاری‌/ نثار اول آموزگار تشیع شد/ امروز/ رهبر ما را نشانه گرفته/ به نظر می‌رسید/ آقا هم/ کمی گرفته/ شب‌های اول/ راحت‌تر گریه می‌کرد برای حسین/



و من/ تازه می‌فهمم/ مادر شهید شیرودی/ چرا در انتخابات اخیر/ حتی به احمدی‌نژاد هم رای نداد/ او رای خود را داد به آقای خامنه‌ای/ بی‌آنکه/ سیدعلی حسینی خامنه‌ای‌/ نامزد انتخابات باشد/ می‌گفت/ یک طرف سپاه حق است و یک طرف/ لشکر باطل/ می‌گفت/ احمدی‌نژاد بهانه است که آقا را بکوبند/ عجب بصیرتی داشتی/ تو ای شیرزن/ خواص ما باید/ به جای نشستن پای کلاس BBC‌/ بیایند «شیرود محله»/ درس اکابر بخوانند/ من شماره حساب پدر شهید علمدار را ندارم/ اگر کسی می‌داند/ برایم SMS کند/ بدهم موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)/ باباجان/ پدر شهید علمدار، بیشتر از / حقوق‌بگیران این موسسه عریض و طویل/ از امام/ حمایت می‌کند/ بیشتر از آقای ایکس/ حرمت امامزاده را/ متولی/ نگه نداشت/ این ماه/ یا علی مدد/ حقوق‌تان را بدهید/ به مادربزرگ محمد/ با 70 سال سن/ نمازش را شکسته می‌خواند/ دیسک کمر دارد ولی/ امروز می‌خواهد/ ایستاده از ولایت دفاع کند/ تازه/ دچار آلزایمر شده/ بچه‌هایش را نمی‌شناسد/ حسن را که/ در فکه شهید شد/ عباس را که/ در بازی دراز/ حتی‌/ مدعیان خط امام را‌/ که دراز به دراز افتاده‌اند/ جلوی VOA‌/ به جا نمی‌آورد/ مش حسن/ بقال سر کوچه‌شان را/ به جا نمی‌آورد/ چه رسد به کروبی/ گفتم که/ دچار آلزایمر شده/ اما/ ولی فقیه را خوب می‌شناسد/ و خوب یادش هست/ آقا/ سال دوم رهبری‌اش/ آمد به خانه‌شان در قعله‌مرغی/ و یک قرآن هم تقدیم کرد/ که خط «عثمان» نبود/ خط «علی» بود/ و یک هزار تومانی هم/ گذاشت کف دست محمد/ محمد حالا/ برای خودش یک پا بسیجی شده/ بسیجی واقعی/ همین محمد است/ به همت بگو/ باکری را صدا کند/ به خرازی بگو/ چمران را / صدام مرد/ اینجا نهروان است/ علی تنهاست/ به متوسلیان بگو/ بس است دیگر/ بیا و/ یک سیلی بخوابان در گوش مدعیان گوگوش/ بلکه از خواب خفته/ به هوش آیند/ بسیجی واقعی/ همین محمد است/ که چون پول ندارد/ مراسم ازدواجش را/ ماه‌هاست که عقب انداخته/ حالا خوب شد/ خوردیم به محرم و صفر/ زبانش/ جلوی پدرزنش/ کوتاه نیست/ بسیجی واقعی/ همین محمد است/ اگر همت بود/ که پوست‌تان را کنده بود/ به همت هم/ می‌توانستید بگویید/ پولای نفت چي می‌شه، خرج بسیجی میشه؟؟؟/ ای آقا/ همت اگر/ خدا را نمی‌پرستید/ بسیجی‌پرست می‌شد/ آفتاب‌پرست/ همین شماهایید/ که به جای عمل به وصیت‌نامه باکری/ پشت به ولایت‌فقیه کرده‌اید/ من خوب می‌دانم/ آن آقازاده‌ای که/ سر از لندن درآورد/ بهتر از بسیجی‌ها/ می‌داند که پول نفت کجا خرج می‌شود/ کلفتی رگ گردن او/ 5/3 اینچ/ از قطر لوله‌های نفت هم بیشتر شده/ از ساکنین قلعه‌مرغی/ باید نشانی خانه‌ مادران شهیدداده را پرسید/ حاج‌کاظم و عباس حیدری را/ چه به پول نفت/ آقاجان ما هنوز دفترچه بیمه‌مان را هم نگرفته‌ایم/ نشانی پول نفت را/ باید از ناکثین پرسید/ از طلحه و زبیر/ از عایشه/ از چند تا نقطه‌چین بر همین وزن/ که وقتی/ مردم اسلامشهر اتوبوس نداشتند سوار شوند/ نگران دوچرخه‌سواری بانوان بود/ «بایسیکل‌ران»ی بود برای خودش/ که حتی مخملباف هم/ از ساختنش عاجز بود/ باور کن/ بهزاد نبوی/ جایش در زندان/ از خانه سید در سه‌راه آذری/ بزرگ‌تر است/ بگذریم که توالتش/ فرنگی است/ اما سید اگر بمیرد/ خرج روی دست نظام نمی‌گذارد/ مواظب جان قطام باش/ که پیراهن عثمان نشود/ سید/ 25درصد شیمیایی داشت/ اول جنگ در بدر/ چه دردی کشید این مرد/ حالا شده جانباز 65 درصد/ نه/ اصلا بگو صددرصد/ بنیاد/ گوشش بدهکار این حرف‌ها نیست‌بنياد مي گويد/ از کجا معلوم سید/ در جبهه شیمیایی شده؟!/ نامردها! / سید و 2 طفل معصومش/ چه می‌دانند نشانی پول نفت کجاست/ دکمه ذوب در ولایتش را مثل بعضي‌ها تا آخر نبسته اما روی ویلچری که در آن نشسته/ به نقطه انجماد رسید/ وقتی/ بیانیه آخر نخست‌وزیر خط امام را دید/ برو ای مرفه بی‌درد/ در خانه معاویه را بزن/ در کاخ سبز دمشق را/ حضرت عشق/ نشانی خانه مسکینان شهر را دارد/ نشانی پول نفت را/ باید از آقازاده یزید پرسید/ از عمروعاص/ از خواص/ از اشبه‌الناس به آن نسناس/ نه از عوام‌الناس/ اف ‌بر/ الذی یوسوس فی‌صدور الناس/ حالا جالب است/ ناکثین/ هنوز هم/ خود را از انقلاب/ طلبکار می‌دانند/ از خیابان انقلاب هم/ زیر پل حافظ/ قرآنی را آتش زدند/ که لسان الغیب/ آن را ازبر بود/ تازه آن هم/ با 14 روایت/ اما نه با قرائت‌های مختلف/ حافظ و هرمنوتیک؟!/ کاش/ به انقلاب فرصت دهند/ بدهی‌اش به ایشان را/ بتواند قسط‌بندی کند/ شکم‌سیری ندارند از بس این آقازاده‌ها/ مساحت یک شکم/خانه پرش / چقدر مترمربع می‌شود مگر؟/ راستی آقای سید‌خندان! / زیر عبایت/ در حسینیه جماران/ شعار دادند مرگ بر جمهوری اسلامی/ این را هم تکذیب کن/ عمه من بود که می‌گفت شعار مرگ ندهید/ در بیست و سی/ نشان داد که/ زیر کیوسک تلفن/ نوشته بودند مرگ بر جمهوری اسلامی/ حیف که یکشنبه‌ای/ موبایل‌ها آنتن نمی‌داد/ و الا من/ زنگ می‌زدم به موبایل سید خندان و/ می‌گفتم/ شعار زندگی بدهید/ و در همین افکار بودم که/تاکسی سیدخندان به انقلاب/ توسط مردان باحجاب/ آتش گرفت و/ دودش/ در بلوار کشاورز/ رفت در چشم آن جانباز قطع نخاعی/ که در طبقه چهارم ساسان/ داشت از آن بالا/ آب سرد می‌ریخت/ روی آتشی که / از عکس عباس تشنه‌لب/ بلند شده بود/ آقایان مدعی خط امام! / نام خود را به جای گوگل، در صحیفه امام(ره) جست‌وجو کنید/ دیشب/ باز هم قطام/ با ابن ملجم چت کرد/ اما روزنامه اطلاعات/ این خبر را کار نکرد و/ به جای خبر به این مهمی/ تیتر یکش/ 27 کلمه داشت/ و برمی‌گشت به/ گاوی که در هندوستان/ فقط در یک شکم/ 7 قلو زاییده است/ بنازم شمّ ژورنالیستی‌ات را جناب مديرمسؤول/ ارزان‌ترین روزنامه مملکت ما/ مفت هم نمی‌ارزد/ آقایان! اگر یزید امروز را لعن نکنید،/ اشک‌تان برای حسین(ع)/ فرقی با آبغوره ندارد/ شیخک تسبیح در دست مردان BBC/ که جنس نخش/ اصل دیار سارکوزی است/ باز هم بیانیه داد/ بی‌سواد/ انالله را/ انا الله نوشته بود/ البته دیکته آمریکایی‌ها را/ بی‌غلط می‌نویسد/ و آقا.../ ای سیدعلی/ با تو هستم/ این همه نابرادری دیدی و باز به اینها گفتی/ برادران سابق!/ صبرت مرا کشته است/ آخر/ سابقا هم از اینها برادری ندیده بودی/ که بود که به دستان مجروحت/ جام زهر تعارف کرد؟!/ BBC می‌گفت/ روز تاسوعا/ روزی است که مردم برای عباس/ برادر ناتنی حسین(ع)/ اقامه عزا می‌کنند/ عباس برادر ناتنی حسین بود یا/ اینها برادر ناتنی انقلاب؟!/ اینها برادران علی عبدالله صالح‌اند که/ شیعیان یمن را می‌کشد و/ در یمن/ به یُمن کارهای دشمن شاد کن حضرات/ نام خیابانی را می‌گذارد ندا/ اما در شورای شهر ما/ یکی «ابتکار» کرده/ نام یک خیابان را بگذاریم شیخ ساده لوح/ چطور است نام تونل توحید را هم/ بگذاریم تونل ابوموسی اشعری؟!/ ابتکار می‌خواهی به خرج دهی/ این بار/ به جای سفارت آمریکا/ از دیوار نفس خود بالا برو/ خانم عضو شورای شهر/ نان انقلاب را می‌خوری/ لااقل سنگ ضدانقلاب را/ به سینه نزن/ مگر مردان با‌حجاب/ چقدر می‌ارزند؟!/ گران‌ترین‌شان در یک مزایده/ خود را با 50 دلار فروخت به کاخ سفید/ شما لااقل/ مجانی نفروشید خود را/ الان یک لیوان آب هویج/ هزار تومان است/ و روزنامه اطلاعات/ 50 تومان/ یک صفحه هم دارد که خبر فوت این و آن را می‌نویسد/ علیرضا نوری‌زاده/ دوست دارد در این صفحه/ یک آگهی تسلیت بدهد و/ برای انقلاب/ فاتحه بخواند/ اما مدیر مسؤول محترم/ آنقدر خوب است که حد ندارد/ از نظر او/ ان‌شاءالله که گربه است/ آن شیری که در پرچم شیر و خورشید/ می‌درخشید/ و من دیدم/ در پلاکاردی/ سبزی‌ها/ نوشته‌ بودند/ شیریم و خورشید، پشت ماست/ نامردها!/ به خورشید پشت نکنید/ و الا/ کارتان با ستاره‌هاست/ ما ستاره‌ایم/ ما می‌دانیم تیغ و حلقوم شما/ یک مو ز سر علی اگر کم گردد/ اگر مردید/ ما که هیات‌مان تمام شد، آمديم/ چرا ظهر عاشورایی/ در رفتید؟!

یاحق

منبع : وبلاگ حرف هاي دل يك جوون ايروني




این خبر از طرف پایگاه خبری گلستان نیوز
( http://www.golestannews.ir/news-3.html )